امروز والا کمی کاهلی کردم ولی دیگه فردا جای کاهلی نیست و باید محکم درس بخونم
امروز کلی مثلثات خوندم هر چند ازش سوالات کمی میاد ولی خوب سخته و امید وارم فردا زود تر این فصل 3 رو تموم کنم و برم بقیه فصل ها ولی فردا باید کلی عجله کنم و هی تمرین کنم و تمرین کنمو تمرین کنم
امروز با قضیه های آپولونیوس و استوارت که من به عنوان استویی توی فمیلی گای میشناسمش
و امروز هم وافعا روز کصشعری بود
کلی موضوعات خصوصی هست که میخوام راجبش حرف بزنم اما چون پابلیک فعلا نمیگم احتمالا هر وقت سایت از پابلیک در اومد اون موقع واسه خودم اونا رو اینجا بنویسم
بدجوری جنگ شده و دیگه شوخی بردار نیست
گاهی وقت ها فکر میکنم بهتره برم به جنگ و از دست این زندگی کصشعر خلاص شم
خیلی بی ادب شدم میدونم اما خب بی ادبی سنگری قبل ار دوونه شدنه دیگه
فردا یک ایده ای دارم میخوام فقط به خاظر غذا خارج بشم از اتاق و بیشتر از 40 دقیقه هم بیرون از اتاق نباشم و با کسی حرفی نزنم شاید اون موقع کمی بهتر عمل کنم
همچنین میخوام پیک های نوشتن رو هم بیشتر کنم مثلا در طول روز دو نوبت بیام بنویسم رویا پرداری های خیلی کصشعری امروز داشتم که از نظر خودم اصلا خوب نیست و نباید به خیال پردازی عادت کنم اصلا وگرنه دوباره افسرده میشم همونطور که وارد فضای مجازی نمیشم نباید هم خیال پردازی کنم
خب خلاصه کلا بدونید امروز از خودم راضی نبودم دیگه بیشتر روز های زندگی همینه و همینجوری میگذره ولی باید سعی کنم روز های کمتری اینجوری باشم نه اینکه دستاوردی داشته باشم کلااز لحاظ اینکه مشغول بودم و فعالیتی داشتم خودمو قضاوت کنم
به من مورفین بدهید
هییییی
خب فک کنم دیگه حرفی ندارم فعلا بدرود